مُجمَلات

هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَایَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُوالْأَلْبَابِ

مُجمَلات

هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَایَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُوالْأَلْبَابِ

مُجمَل یعنی: 

۱. آیه‌ای که معنی آن نیاز به تفصیل و تشریح دارد

۲. فراهم شده، گردآوری شده 

۳. مختصر، کوتاه، خلاصه، موجز

 

 
۲۰ مهر ۹۴ ، ۱۴:۳۵

تربیت فرزند مثل پرورش گُل است. گل را آب می‌دهند و در نور می‌گذارند و همه‌ی زمینه‌ها را برای شکفتن آن فراهم می‌کنند تا خودش باز شود. اگر انسان بخواهد با دستش به باز شدن گل کمک کند و به آن شکوفایی مصنوعی بدهد، آن را خراب می‌کند. 

کتاب حاضر بازنویسی گفتارهای آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی در بیش از ۷۰ جلسه «درس تربیت» با حضور دانشجویان علوم تربیتی است. این کتاب در پنج بخش تنظیم شده است

 

بخش اول جهان بینی تربیتی

بخش دوم دین و تعلیم و تربیت

بخش سوم تربیت بر مبنای فطرت

بخش چهارم عوامل تربیت

بخش پنجم روش‌های سوء تربیتی

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

پدر مجری و واسطه امر الهی در خانواده است. او از قِبَل خدای تعالی به کودکش نان می‌دهد. او از باب این که واسطه بین خدا و طفل است، باید مواظب باشد که کودک به رازق کنونی‌اش یعنی پدر جسور نشود، زیرا در صورت جسارت، این خطر در آینده به وجود می‌آید که به رازق اصلی‌اش یعنی خدا جسور شود. در طفولیت، پدر باید چنان با کودک رفتار کند که دوست دارد فرزندش در آینده با خدا چنین کند. روایتی نقل شده است که این مطلب را با ظرافت بیان می‌کند؛ می‌فرماید: «وقتی به بچه وعده‌ای دادید، به آن وفا کنید.» چرا؟ چون در طفولیت در حد فکر و درک خودش، به جای خدا پدر را رازق می‌داند. پدر اگر بتواند اعتماد فرزند را جلب کند، فرزندش را برای اعتماد به خدا آماده کرده است.

کودک چون پدر را رازق می‌داند، خشیت و حرمت و جدی گرفتن پدر در این سن، خشیت و حرمت و جدی گرفتن خداست. پدر به امر خدا محترم می‌شود؛ پس سلب احترام از او هم سلب حرمت از خداست. شخصیت و ارزش و اعتبار پدر در ذهن طفل باید به نحوی پایه‌ریزی شود که برای طفل اطاعت کردن از او روان و سهل باشد.

( کتاب تربیت دینی کودک / صفحه 161 و 165 )

۲۹ آبان ۹۷ ، ۱۹:۰۴

چرا سؤال داشتن لازم است؟

اثر سؤال‌های ما و تأثیر جواب آنها بر زندگی ما؟ 

 

 

من به عنوان خلیفه خدا بر زمین، چه مسئولیتی دارم؟ 

امورات و عملکرد امروزم چقدر در مسیر اهدافم بود؟ (ارزیابی)

امروز چه چیز جدیدی یاد گرفتم؟ 

امروز چه اثر داشته‌ام؟ 

 

 

برنامه امروز من چیست؟ (آخر شب) 

 

 

همواره باید سعی کنی از یک نفر بهتر باشی؛ از شخصی که دیروز بودی.

 

وقایع روزانه چه پیامی دارند؟ (اشاره به حدیث مؤمن به هر چه بنگرد، پند گیرد)

زندگیِ با بصیرت و عبرت‌آموز از وقایع

 

 

 

 

۲۵ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۵۵

       --------------------- Mitra  -----------------------

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿١٨﴾ وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ ۚ أُولَـٰئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ﴿١٩

 

۱۴ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۰۴

حسن ابن محبوب از حضرت امام صادق علیه السلام نقل می‌کند که به حضرت عرض کردم: آیا مؤمن بخیل می‌شود؟ 

حضرت فرمودند: آری.

عرض کردم: آیا ترسو هم می‌شود؟

حضرت فرمودند: آری.

عرض کردم: دروغ هم می‌گوید؟

حضرت فرمودند: مؤمن ممکن است هر رذیله‌ای پیدا کند، مگر دروغ و خیانت در امانت. 

بحارالانوار، جلد ۷۲ ، صفحه ۱۷۲

 

۱۴ مرداد ۹۷ ، ۰۸:۵۹

نتیجه تصویری برای کتاب کارمند صالح

کارمند صالح، حسین بافکار، قم، انتشارات مرکز پژوهش‌های اسلامی صداوسیما، ۱۳۸۴، ۱۲۶ صفحه. 

 

ویژگی‌های کارمند توانمند :

۱. شایستگی شخصی در حل مسائل

۲. خودسامانی 

۳. ورود داوطلبانه به مسائل

۴. احساس مالکیت و مسئولیت نسبت به سازمان

۵. توان اثرگذاری بر نتایج

۶. خنثی کننده عوامل منفی

۷. تکلیف‌گرا

۸. توجه به نیاز مراجعان

۹. احساس مثبت به شغل خود

۱۰. تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها

 

۱۲ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۵۶

۱. نمایاندن اوج قساوت و ناجوانمردی دشمنان جبهه حق؛ در واقع حضرت سیدالشهدا با آشکار کردن مرزبندی حق و باطل و کنار زدن نقاب از چهره منافقانه دشمن، یک تنفر و تبرّی تاریخی از جبهه باطل ایجاد کرد.

۲. ظهور خالص‌ترین مراتب بندگی و صفات الهی در موقعیت مواجهه با بزرگترین بلاها؛ بلای عظیم کربلا علاوه بر آنکه موجب ترفیع و قرب غیرقابل تصور برای حضرت سیدالشهدا شد، ابواب رحمت واسعه الهی را نیز برای تمام عوالم وجود گسترد.

۳. تحقق وعده نصرت الهی؛ انتشار و گسترش روزافزون پیام امام حسین علیه‌السلام و در مقابل، نفرت از جبهه باطل، چیزی جز نصرت الهی و پیروزی جبهه حق نیست.

حجت الاسلام مسعود عالی، 1393/08/13 (روز عاشورا)

۱۲ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۲۸

نوروز یعنی روز نو، روز تازه! در فرهنگ ایرانی، نوروز به نخستین روز سال و اولین روز بهار اشاره دارد. روزی که طبیعت پوست می‌اندازد، تولد دوباره‌اش را جشن می‌گیرد و ما تجلی بهشت بر زمین را به نظاره می‌نشینیم. با نگرشی درست نسبت به نوروز می‌توانیم در تقویم زندگی‌مان هر روز را به نوروز تبدیل کنیم.

ای خواجه چه جویی ز شب قدر نشانی        هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی

هر روز می‌تواند نوروز باشد اگر با نگاهی تازه، چشمانی شسته و گرد و غبار گرفته به هستی بنگریم. زیرا هستی برای شما همان چیزی است که شما هستید!!

اگر می‌خواهید هر روز زندگی‌تان نوروز باشد توصیه می‌شود راهکارهایی را به کار ببندید.

راهکارهای موثر برای تبدیل هر روز به نوروز :

 

1.به قانون رشد مستمر متعهد باش

خودت را متعهد کن امروزت با دیروز متفاوت باشد و این تفاوت را هرچند اندک با فراگیری نکته‌ای تازه، انجام کاری جدید و برداشتن قدمی نوآورانه به وجود آور. هر روز می‌تواند نوروز باشد اگر امروزت بهتر از دیروز باشد. نوروز یعنی یک روز را 365 بار تکرار نکنیم!

 

2. افکار موثر و تازه را بیازما 

جهان از فکر خلق بیش است          ولی هر کس اسیر فکر خویش است

انسان عامل و علت شناخت جهان است. ما جهان مادی را با حواس پنجگانه و دنیای معنا را با نگرش‌ها و اندیشه‌های خود ادراک و تحلیل می‌کنیم. اگر اندیشه‌های کهنه ناکارآمد و نگرش‌های منسوخ گذشته را کنار بگذاریم، دنیا برای ما بدیع و تازه و سرشار از امکانات و فرصت‌های بکر خواهد شد.

نوروز روزی است که از قفس تنگ افکار محدود کننده گذشته خارج می‌شویم و با اندیشه‌های مثبت اما واقع گرایانه در آسمان زندگی به پرواز درمی‌آییم.

 

3. بخشش و فراموش کن 

دلخوری، کینه و رنجیدگی مزمن یعنی زندگی در گذشته. زندگی در دیروزهایی که مدت‌هاست به پایان رسیده است. دیگران را ببخش و تلخی‌های گذشته را به فراموشی بسپار. دلت را خالی کن. نوروز یعنی خانه تکانی دل. نوروز یعنی دل بی‌کینه داشتن. زمانی که تصمیم می‌گیری نگاه گذشته محورت را کنار بگذاری و به آینده طلایی بنگری که انتظارت را می‌کشد، نوروز را به زندگی‌ات فرا خوانده‌ای.

 

4. خطا ها را متوقف کن 

چه خوب است گاهی از خودمان بپرسم "آیا از وضعیت زندگی‌ام راضی هستم؟ چه مشکلات و بن‌بست‌هایی در زندگی‌ام وجود دارد؟ برای برون رفت از شرایط نامطلوب موجود از چه راهبردهایی اکنون استفاده کرده‌ام؟ آیا این راهکارها موثر بوده‌اند؟ در صورت ناکارآمد بودن اقداماتم چه راه حل‌ها و طرح‌های نوینی وجود دارد که می‌توانم از آنها بهره ببرم؟"

بازنگری و باز اندیشی کلید توقف رویکردهای اشتباه و حل خلاقانه مسائل زندگی است. نوروز یعنی دستت را در سوراخی که یک بار از آن گزیده شده‌ای، فرو نکنی!

نوروز روزی است که خطاها و روش‌های نادرست دیروزت را تکرار نکنی. نوروز یعنی نشان دادن تابلوی ایست به تمامی خطاهای در حال انجام!

 

5. رفتارهای خودشکن را کنار بگذار 

عادت‌های فردی یکی از نیروهای تاثیرگذار بر رفتار انسانی است. رفتارهای مخرب و ناسازگارانه یا همان عادت‌های ناپسند ما، یکی از عوامل مهم فرسایش زندگی و فرو رفتن در قهقرای پوسیدگی و کهنگی است. نوروز روز رهایی انسان از بند الگوهای ناسالم رفتاری است.

 

6. همیشه برای دلسرد شدن زود است 

گاهی انسان در مسیر زندگی دچار سکون و یخ زدگی می‌شود و کوران ناامیدی متوقفش می‌کند. احساس درماندگی نشان می‌دهد که فرد به این نتیجه تلخ رسیده که تلاش‌هایش بی‌نتیجه مانده است و اقداماتش تاثیری بر شرایط ندارد.

انسان‌های خوش‌بین بن‌بست‌ها و موانع را موقتی می‌دانند و افراد بدبین مشکلات را همیشگی تصور می‌کنند.

هر بهاری به ما می‌آموزد که هیچ زمستانی جاودانه نیست. نگاه نوروزی یعنی نگاه امیدوار به آینده، نگاهی که در تنگناها به ما می‌گوید

گرچه شب تاریک است..            اندکی صبر سحر نزدیک است ..

نوروز یعنی آغازی دوباره، یعنی وقتی برای پنجمین بار افتادی برخیز و برای ششمین بار به راهت ادامه دهی ..

 

7. از منطقه امن زندگی‌ات خارج شو 

هرچند کشتی در بندر از امنیت کافی برخوردار است، اما کشتی‌ها برای این ساخته نشده‌اند! همیشه دو انتخاب وجود دارد:

بندر و دریا. بندر نماد منطقه آرامش، ثبات و امنیت است و دریا سمبل کشمکش، تحول هیجان ماجراجویی و تازگی. مزیت انتخاب‌های ساده و سکونت در مناطق بی‌خطر آرامش ظاهری و مواجه شدن با تغییر و چالش است. اما به نظر می‌رسد با این انتخاب‌ها فرصت‌های رشد و شکوفایی هم از ما گرفته می‌شود. اتفاق‌های بی‌مانند نتایج و دستاوردهای قابل ملاحظه و دلخواه از طریق تن دادن به خطر و استقبال از تجربه‌های تازه به دست می‌آید.

نوروز را بی‌جهت در تقویم‌ها و سالنامه‌ها جستجو نکن! منتظر بهار نباش، بهاری شو ... 

روزی که انسان بهتری از دیروزت باشی، نوروز تو از راه رسیده است.

روزی که بالنده‌تر از گذشته باشی، روز نو است.

با کمک نیروی خلاقه درونی‌ات هر روز را به روزی تازه در زندگی‌ات تبدیل کن.

روزی که عادت‌های ناپسندت را کنار گذاشتی، روزی که الگوهای سالم رفتاری را در پیش گرفتی و... نوروز است

نوروز یعنی تغییر ... تغییری که از درون آغاز می‌شود ...

منبع

 

 

 

 

 

۰۶ تیر ۹۷ ، ۱۲:۵۱

آیت‌الله سیدعلی قاضی طباطبایی در پاسخ به اصرار طالبان سیر و سلوک و عرفان، فرمود: 

به آنچه از نیکی می‌دانی درست عمل کن، در نهایت سعی و دقت، بدان که تو عارف خواهی بود.

 

 

نماز اول وقت

علامه طباطبایی و آیت‌الله بهجت از ایشان (آیت‌الله قاضی) نقل می‌کنند که می‌فرمود: 

اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد، مرا لعن کند. 

 

 

دستورالعمل کامل

آیت‌الله قاضی در پاسخ به نامه‌ی علامه طباطبایی که خواهان دستورالعمل کامل سیر الی‌الله شده بود، نوشت:‌ 

دستورالعمل، قرآن کریم است. فیه دَواء کُلّ داءٍ و شِفاءً کُلّ عِلَّه و دَوا کُلّ غَلِه، علماً و عملاً و حالاً. آن قرة العیون مخلصین را همیشه جلوی چشم داشته باشید و با آن هادی طریق مقیم و صراط مستقیم سیر نمایید و از جمله سیرهای شریف آن قرائت است به حسن صورت و آداب دیگر، خصوص در بطون لیالی ... 

 

 

کلید سعادت 

حضرت آقا! تمام این خرابی‌ها که از جمله است وسواس و عدم طمأنینه، از غفلت است و غفلت کمتر مرتبه‌اش غفلت از اوامر الهیه است ... و سبب تمام غفلات، غفلت از مرگ است و تخیل ماندن در دنیا. پس اگر می‌خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشید، دائماً در فکر مرگ و استعداد لقاء الله تعالی باشید و این است جوهر گرانبها و مفتاح سعادت دنیا و آخرت؛ پس فکر و ملاحظه نمایید چه چیز شما را از او مانع و مشغول می‌کند، اگر عاقلی! 

 

 

نماز شب 

علامه طباطبایی می‌فرمود، چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه‌گاهی به محضر آقای قاضی شرفیاب می‌شدم، تا یک روز در مدرسه‌ای ایستاده بودم که ایشان از آنجا عبور می‌کردند. چون به من رسیدند دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند، دنیا می‌خواهی نماز شب بخوان، آخرت می‌خواهی نماز شب بخوان!

 

۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۱۰

چهل شاخصه جوان مؤمن انقلابی از دیدگاه رهبر انقلاب آیت‌الله خامنه‌ای : 

 1. خود را مدیون اسلام و انقلاب می‌داند.

 2. مؤمن به انقلاب و مبانی آن است.

 3. به آینده انقلاب و نظام اسلامی امیدوار است.

 4. دوستدار انقلاب و نظام اسلامی است.

 5. معتقد به آرمان‌های انقلاب است.

 6. مبانی جمهوری اسلامی را می‌داند.

 7. خودش را برای همه میدانهای مورد نیاز انقلاب (سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی) آماده می‌کند.

 8. پیشتاز حرکت‌های انقلابی است.

 9. در راه تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی ثابت قدم است.

 10. در صف اول دفاع از آرمان‌ها و ارزش‌های انقلابی حضور دارد.

 11. رابطه خود را با امام و آرمان‌هایش پیوسته حفظ می‌کند.

 12. معتقد به استقلال فکری، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است.

 13. خودش را برای مسئولیت‌های بزرگ آماده می‌کند.

 14. به دنبال کسب آگاهی سیاسی و بصیرت است.

 15. تاریخ معاصر را خوب می‌داند.

 16. نسبت به دشمنی‌های دشمنان حساس و خروشناک است.

 17. به دنبال کسب علم و دانش است.

 18. نسبت به محیط پیرامونی خود حساس، فعال و اثرگذار است.

 19. به دنبال وحدت و همافزایی در جامعه است.

 20. کار و تفکراتش اسلامی و انقلابی است.

 21. با اطرافیان خود مجادله احسن دارد.

 22. خوشبین به فرهنگ اسلامی است.

 23. خوش روحیه است.

 24. باهوش است و نمی‌گذارد به نام امر به معروف از او سوء استفاده نمایند.

 25. امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه شرعی و انقلابی خود می‌داند.

 26. اخلاص در امور را سرلوحه خود قرار می‌دهد.

 27. پرانگیزه و مطالبهگر است.

 28. پایبند به تعلقات معنوی، خانوادگی و میهنی است.

 29. با منطق محکم مسئولین را نقد می‌کند.

 30. نظام سلطه را با همه ابعاد و لایه‌هایش می‌شناسد.

 31. مقید به کار تشکیلاتی است.

 32. قانونگراست.

 33. دلش نورانی است. 

 34. رابطه قلبی و معنوی خود را با خداوند تقویت می‌کند.

 35. اهل قرآن است.

 36. اهل دعا و مناجات با خداست.

 37. اهل اعتکاف است.

 38. میانهرو است؛ افراط و تفریط نمی‌کند.

 39. از طعنه و بدگویی دیگران نمی‌هراسد.

 40. عدالتخواه است.


۳۱ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۲۹

حدیث "عنوان بصری" دستورالعملی ارزشمند برای پیروان طریق ائمه علیهم‌ السلام است تا با درک مفاهیم و عمل به محتوای آن، از هواهای نفسانی پیراسته شوند و به علم و معرفت حقیقی دست یابند. 

 

امام جعفر صادق علیه‌ السلام در حدیثی خطاب به عنوان بصری فرمود: 

 

«علم نوری است در قلب کسی که خدا خواهان هدایت اوست، پس اگر طالب علمی، اول در نفس خودت حقیقتِ عبودیت را جست‌وجو کن و علم را با عمل به آن طلب کن. 

 

حقیقت عبودیت سه چیز است: 

 

1. عبد برای خود مالکیتی قائل نیست؛ داشته‌هایش را امانت خدا می‌داند و آنها را در جایی می‌نهند که خدا امر کرده است.

 

2. عبد مدبر امور را خدا می‌داند.

 

3. مشغولیت عبد معطوف به انجام اوامر و پرهیز از نواهی الهی است. 

 

 

همچنین تو را به نُه چیز توصیه می‌کنم؛ 

تربیت و تأدیب نفس، (1) چیزی را که بدان اشتها نداری مخور، (2) چون خواستی بخوری از حلال بخور و (3) یک سوم برای غذا و یک سوم برای نوشیدنی و یک سوم برای تنفس اختصاص ده. 

 

حلم و بردباری، (1) اگر کسی به مجادله خواندت، سکوت کن، (2) اگر دشنامت داد، طلب مغفرت کن، و (3) اگر تهدیدت کرد، نصیحت و خیرخواهی کن. 

 

علم و دانش، (1) آنچه را نمی‌دانی از علما بپرس، (2) هرگز سؤالی را از باب به لغزش انداختن نپرس و (3) خودبین و خودرأی مباش.»  

 


[1]  مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج1، ص 224، موسسه الوفا، بیروت، 1404هـ ق

۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۰۰

نماز را در اول وقت بخوان ، شاید آخرین دیدار دنیایی‌ات با خدا باشد. 

کسی را تحقیر نکن ، شاید محبوب خدا باشد. 

از هیچ غمی ناله نکن ، شاید امتحان خدا باشد. 

دلی را نشکن ، شاید خانه خدا باشد. 

از هیچ عبادتی دریغ نکن ، شاید کلید رضایت خدا باشد. 

هیچ گناهی را کوچک نشمار ، شاید موجب دوری از خدا باشد. 

امید را از کسی نگیر ، شاید تنها بهانه‌ی زندگی‌اش باشد. 

۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۰۳


علامه محمدتقى جعفرى چه در ایام طلبگى و چه پس از آن، چنان مطالعه مى‌کردند که از اطراف غافل مى‌شدند. ایشان نقل مى‌کردند هنگام تحصیل در مدرسه صدر در نجف روزى نزدیک به ظهر در حجره‌اى آبگوشتى بر سر چراغ بار گذاشتم و بعد مشغول مطالعه شدم. پس از چندى ناگهان متوجه شدم طلاب مدرسه در حال شکستن درب حجره هستند. با سرعت در را باز کردم و با حالت اعتراض خطاب به آنان گفتم من مشغول مطالعه هستم، چرا مزاحم مى‌شوید. در همین حین به ناگاه متوجه شدم که تمامى حجره را دود گرفته و طلاب به تصور اینکه حجره من آتش گرفته، براى کمک و نجات من آمده‌اند. من از فرط توجه به مطالب مورد مطالعه چیزى متوجه نشده‌ بودم. 
عشق ایشان به مطالعه و تحقیق تا آخرین روزهاى حیاتشان نمایان بود. برخى افراد که تازه در مسیر تعلم و دانش آموزى قدم گذارده بودند، هنگامی که در مراجعه به استاد از ایشان مى‌خواستند راجع به شیوه درس خواندن به آنان رهنمودى بدهند، پاسخ مى‌دادند "درس خواندن تنها با عشق میسر است." 
(به نقل از على‌رضا جعفرى، فرزند علامه) 

۱۰ دی ۹۶ ، ۱۵:۰۴

تا به حال چند بار برای خودتان برنامه‌‌ریزی کرده‌اید، چند بار کاری را شروع کرده اما به اتمام نرسانده‌اید، چند بار تصمیم گرفته‌اید که مکالمه زبان، کلاس موسیقی و ورزش را به طور جدی شروع کنید اما بعد از مدتی بی‌تفاوت شده‌اید و آن‌ها را رها کرده‌اید...

اگر شما هم از این دسته افراد هستید بهتر است یک بار به جای برنامه‌ریزی بنشینید و فکر کنید که چرا برنامه‌هایتان عملی نمی‌شود. این‌که هر روز قصد انجام کار بزرگی را دارید، یا هر روز یک ایده جدید دارید برای شما امتیازی محسوب نمی‌شود، مهم این است که دست به کار شوید و ایده‌هایتان را عملی کنید.

توصیه‌های زیر شما را در عملی کردن برنامه‌هایتان یاری خواهد کرد.


1- چند کار را با هم شروع نکنید. 

ممکن است شما بعد از خواندن یک کتاب یا مقاله، حرارت زیادی برای برنامه‌ریزی داشته باشید و شروع به برنامه‌ریزی کنید، اما توجه داشته باشید که گنجاندن کارهای متعدد و سنگین و گاهی خارج از توانتان خصوصاً برای شروع کار، شما را دچار سرخوردگی خواهد کرد.


2- دلایل شما برای انجام کار کافی و منطقی باشد.

دلایل کافی شما را ملزم به انجام برنامه‌هایتان می‌کند. سعی کنید برای انجام کارهایتان دلایلی بیابید.


3- همه را باخبر نکنید.

اگر می‌خواهید کاری شروع کنید، لزومی ندارد همگان باخبر شوند، چون در این صورت شما مجبورید نظرات موافقان و مخالفان را تحلیل کنید و این انرژی زیادی از شما می‌گیرد. اندکی صبر کنید وقتی کارهایتان عملی شد همه باخبر می‌شوند.


4- ترس نداشته باشید.

هیچ وقت از بدیع بودن برنامه‌هایتان نهراسید. موفق کسانی هستند که از خطور افکار بدیع استفاده کرده و آن‌ها را عملی کرده‌اند. از انتقادهای دیگران هم نترسید. انتخاب کنید می‌خواهید بایستید و انتقادی نشنوید یا می‌خواهید بدوید و مورد انتقاد باشید. آیا می‌خواهید عمری در آرزوی دویدن، به خاطر ترس از انتقاد،‌ بخزید!؟ فراموش نکنید که همیشه مسیری که ارزش پیمودن دارد پر از مانع است.


5- پیش از ظهور کار منتظر ظهور مهارت نباشید.

برای بهره‌برداری از کارها شناخت کامل آن‌ها لازم نیست. فقط کافی است شروع کنید. این مساله ناشی از غرور شماست که می‌خواهید هنگام شروع کاری آن را با مهارت انجام دهید. تنها راه کسب مهارت این است که در کاری مدت‌ها بی‌دست و یا سرگردان باشید و صدها اشتباه از شما سر بزند.


6- زنجیرها را پاره کنید.

عادت‌ها زنجیر‌هایی هستند که مانع عملی شدن برنامه‌هایتان می‌شوند. اگر شما به تنبلی عادت کرده‌اید بیماری خاصی ندارید، فقط یک الگوی ذهنی را مرتب تکرار می‌کنید. برای برطرف کردن عادت کافی است این الگو را به هم بزنید، افکارتان را عوض کنید و حتماً می‌دانید که تنها دو گروه نمی‌توانند افکارشان را عوض کنند ”دیوانگان تیمارستان و مردگان گورستان“.

بسیاری از رفتارهای ما پاسخ‌هایی هستند که از پیش در ذهن ما برنامه‌ریزی شده‌اند. در واقع ما به آن‌ها عادت کرده‌ایم، پس انتخاب کنید که آیا می‌خواهید به چیزی عادت کنید؟ عملی شدن کارهایتان یک رمز دارد و رمز آن ”همین الان“ است. یک برنامه عملی برای شروع کارهایتان این است که به جمله بالا عادت کنید. عادت هم با تکرار حاصل می‌شود. رابطه بین جمله بالا و عمل خود را حفظ کنید، یعنی به محض این‌که تصمیم به انجام کاری گرفتید آن را عملی کنید. برای شروع بهتر است از کارهای جزیی و کوچک شروع کنید. مثلا تصمیم بگیرید به محض این‌که ساعت زنگ‌ زد از خواب بیدار شوید و این کار را انجام دهید. تا می‌توانید فاصله بین قصد و انجام را کم کنید و به تصمیمات بزرگ‌تر بسط دهید تا به جایی برسید که هر موقع قصد انجام کاری را داشتید ”همین الان“ از ضمیر ناخودآگاه شما به خودآگاه راه پیدا کند و برنامه‌هایتان عملی شود.

یادتان نرود هر چه بیشتر طفره بروید و تلاش برای تحقق رویاهایتان را به تعویق بیندازید اعتماد به نفس و انگیزه کمتری خواهید داشت و هراس از این‌که نتیجه نگیرید بیشتر می‌شود. پس از ”همین الان“ شروع کنید.


منبع : مهدی جاوید، مجله اینترنتی موفقیت 

 

۲۰ آذر ۹۶ ، ۱۰:۰۲

علامه سید محمدحسین طباطبایی : ما بزرگترین و مهمترین کاری که در عالم داریم و هیچ کاری از اطوار و شئون زندگی ما مهمتر از آن نیست، این است که خودمان را درست بسازیم. 


                                           * * *

شعری از حافظ که علامه طباطبایی همواره زمزمه می‌کردند: 

« کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش 

                       کی روی؟ ره زکه پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟! »




۲۵ آبان ۹۶ ، ۱۵:۴۱

از سلمان فارسی روایت شده است که رسول خدا (صلى الله علیه وآله) فرمود: «انا مدینة العلم و علی بابها». خوارج وقتی این حدیث را شنیدند به علی ابن ابی‌طالب (علیه السلام) حسد ورزیدند. از این رو ده نفر از سران خوارج گرد آمدند و گفتند: یک سؤال واحد را هر یک از ما تک تک از علی (علیه السلام) بپرسد تا ببینیم چگونه به ما جواب می‌دهد. اگر به هر یک از ما جواب یکسانی داد، معلوم می‌شود که او علمی ندارد.


یکی از آنان آمد و گفت: یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟

امام علی (ع) در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاء است و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و عاد و شداد.
آن مرد نزد دوستانش رفت و این جواب را به آنان گفت.


نفر دوم برخاست نزد ایشان آمد و همان سؤال را پرسید.

امام علی (ع) پاسخ داد: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت را تو باید حفظ کنی، ولی علم تو را حفظ می‌کند.

او نیز این جواب را به دوستانش خبر داد.


سومی برخاست، آمد و پرسید: ای علی علم بهتر است یا ثروت؟

امام علی (ع) فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!
او نیز نزد دوستانش برگشت و جواب را به آنان گفت.


چهارمی آمد و پرسید: ای علی علم بهتر است یا ثروت؟

امام علی (ع) فرمود: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.
او نیز نزد دوستانش برگشت و جواب را به آنان خبر داد.


پنجمی آمد و پرسید: ای علی علم بهتر است یا ثروت؟

امام علی (ع) فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص ثروتمند را بخیل و لئیم می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.
او هم نزد دوستانش برگشت و جواب را اطلاع داد.


ششمی آمد و پرسید: ای علی علم بهتر است یا ثروت؟

امام علی (ع) فرمود: علم بهتر است؛ زیرا این ترس وجود دارد که مال را دزد ببرد، ولی ترسی از دستبرد به علم وجود ندارد.

او نیز نزد دوستانش برگشت و جواب را به آنان گفت.


هفتمی آمد و پرسید: ای علی علم بهتر است یا ثروت؟

حضرت جواب داد: علم بهتر است؛ زیرا مال با گذر زمان فرسوده و کهنه می‌شود، ولی علم کهنه نمی‌شود و دچار آفت نمی‌گردد.

او هم نزد دوستانش برگشت و جواب را اطلاع داد.


هشتمی برخاست، آمد و پرسید: ای علی علم بهتر است یا ثروت؟

امام علی (ع) جواب داد: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت فقط تا هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.
او نیز نزد دوستانش برگشت و جواب را اطلاع داد.


نفر نهم برخاست و پرسید: ای علی علم بهتر است یا ثروت؟

حضرت جواب داد: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.
او هم نزد دوستانش برگشت و جواب را خبر داد.


نفر دهم آمد و پرسید: ای علی علم بهتر است یا ثروت؟

امام علی (ع) فرمود: علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند.

او هم نزد دوستانش برگشت و جواب را به آنان خبر داد.


آنگاه سؤال کنندگان همگی آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌ که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام علی ابن ابی‌طالب (ع) را شنیدند که می‌گفت: به خدا سوگند اگر تمام مردم تا پایان عمرم همین سؤال را از من می‌پرسیدند، آزرده و خسته نمی‌شدم و به هر یک از آنان جوابی غیر از جواب دیگری می‌دادم تا ابد و این از لطف و نعمت خدا بر ماست.



منبع: کشکول شیخ یوسف بحرانی، ج۱، ص۲۷. به نقل از امام علی‌بن‌ابی‌طالب، ص۱۴۲.

 

۲۰ مهر ۹۶ ، ۱۰:۵۸
رسول اکرم صلوات‌ الله‌ علیه فرمودند خواب بر هفت قسم است؛

1- خواب غفلت؛ و آن خوابیدن در مجلس ذکر است. 
2- خواب عقوبت؛ و آن خواب در وقت نماز است. 
3- خواب لعنت؛ و آن خواب بعد از نماز صبح (تا طلوع آفتاب) است. 
4- خواب شقاوت؛ و آن خوابیدن در وقت صبح است. 
5- خواب حسرت؛ و آن خواب در شب جمعه است. 
6- خواب راحت؛ و آن خواب در وسط روز است. 
7- خواب رخصت؛ و آن خواب بعد از نماز عشاء است. 

(مواعظ العددیه ص 321) 
۰۷ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۲۳

شاید تاکنون تصوّر می‌کردیم داشتن سواد یعنی یادگیری خواندن و نوشتن، اما با پیشرفت برق آسای تکنولوژی به خصوص در دهه‌های اخیر نیاز است که تجدیدنظری در نوع سوادمان داشته باشیم. سوادی که از آن یاد می‌شود در واقع بهترین واکنش ما را به اتفاقات روزمره و مواجه با شرایط مختلف نشان می‌دهد.

یونسکو برای قرن 21 انواع سواد را در شش دسته سواد عاطفی، سواد ارتباطی، سواد مالی، سواد رسانه‌ای، سواد تربیتی و سواد رایانه‌ای تقسیم‌بندی کرده است.


١- سواد عاطفی

توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده، همکاران، مشتریان، رقبا و دوستان، به نحوی شایسته.

٢- سواد ارتباطی 

توانایی برقراری ارتباط و تعامل با تمامی اعضای جامعه، شامل آداب معاشرت و روابط اجتماعی بهینه.

٣- سواد مالی

توانایی مدیریت اقتصادی درآمد، یعنی دانش گردش نقدینگی، سرمایه گذاری، و مدیریت هزینه.

٤- سواد رسانه‌ای 

این که بدانیم کدام خبر رسانه‌ها معتبر و کدام نامعتبر است. یعنی توانایی تشخیص راستی و درستی اخبار و دیگر پیام‌های رسانه‌ای

٥- سواد آموزش و پرورش

توانایی تربیت فرزندان شایسته و نیز برنامه‌ریزی برای آموزش و پرورش کارکنان بایسته

٦- سواد رایانه‌ای 

توانایی استفاده از مهارت‌های هفت‌گانه رایانه یا ICDL، شامل مفاهیم پایه فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات، استفاده از رایانه، مدیریت فایل‌ها، واژه پردازی و ...

در قرن بیست‌ و یکم، داشتن سواد خواندن و نوشتن یا حتى اخذ مدرک دانشگاهی، دال بر باسواد بودن شخص نیست. 

۰۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۵۶
عوامل ایجاد اختلاف بین زن و شوهر : 
1- زندگی مشترک با والدین 
2- رازگویی 
3- فشار کار زن و مرد شاغل 
4- سوء تفاهم‌ها
5- استفاده از اهرم فشار
6- نصیحت‌های پی در پی 
7- تفاوت مبانی در زندگی و تربیت و ...
8- سرد مزاجی زن و مرد 
9- تعریف زن از مردی غیر از شوهرش و بالعکس 
10- یادآوری خواستگاران پیشین 
11- توجه مادی مرد به نزدیکان 
12- حساسیت زیاد زن به نزدیکان شوهر 
13- ارتباط با دوستان مجردی در خانه 
14- افشای عیوب 
15- ارتباط فامیلی ناهمگون 
16- بحث‌های سیاسی 
17- خسّت 
18- دروغ
19- پنهان‌کاری
20- لجاجت 
21- خودبینی و تحقیر دیگری
22- بی‌انضباطی 


عوامل ایجاد محبّت بین زن و شوهر : 
1- توجه به نقاط مثبت یکدیگر 
2- خوب سخن گفتن 
3- خوب گوش کردن
4- گفتگوی صمیمانه 
5- عذرخواهی 
6- حمایت مرد از زن 
7- درک موقعیت مرد 
8- توجه مرد به زن هنگام ورود به خانه و باعلکس 
9- سازگار 
10- بودن کنار خانواده 
11- توجه مرد به زن در ایام ویژه 
12- سپاسگزاری از هم 
13- مطرح کردن نیازها

۱۰ تیر ۹۶ ، ۱۵:۳۰

چگونه از مطالعه کردن لذت ببریم؟

هدفمند مطالعه کنید ؛ در این صورت، برای تحقق هدفتان از مطالعه، برنامه مطالعه نیز تدارک خواهید دید.  


در این دوران بسیاری از مردم برای لذت بردن مطالعه نمی‌کنند. دلایل زیادی برای این وجود دارد. برخی از مردم معتقدند که مطالعه کردن زمان زیاد یا تلاش زیادی لازم دارد. دیگران ممکن است هرگز از مطالعه کردن در مدرسه لذت نبرده باشند و نمی‌توانند تصور کنند که این کار می‌تواند یک سرگرمی باشد.  برخی ممکن است با محیطی که عشق به خواندن را پرورش می دهد مواجه نشده باشند. به هر حال مطالعه تا حد زیادی می تواند تجربه زندگی شما را افزایش دهد و راه هایی برای لذت بردن از آن وجود دارد . جورج مارتین نویسنده کتاب تاج و تخت می گوید: شخصی که مطالعه می کند هزار بار زندگی می کند قبل از اینکه بمیرد ولی شخصی که  هیچگاه مطالعه نمیکند تنها یک بار زندگی می کند.

پیدا کردن مطالب خواندنی خوب

دلایل مطالعه کردن

۱ -چرا شما می خواهید مطالعه کنید. مردم به دلایل زیادی مطالعه می کنند. قبل از اینکه کتابی را انتخاب کنید ببینید با مطالعه به چه چیزی می خواهید برسید. برخی از مردم برای یادگیری مهارت های جدید کتاب می خوانند مانند زبان برنامه نویسی کامپیوتر، مهارت شکار و غیره. برخی دیگر از داستان ها لذت می برند چه داستانی یا زندگینامه که آنها را به زمانهای دیگر، جهان دیگر و شرایط دیگری می برد. ابتدا به آنچه که در نهایت می خواهید با مطالعه به آن برسید فکر کنید.

بدانید که به چه چیزی علاقه مند هستید

۲ -آنچه می خواهید بخوانید را تعیین کنید. وقتی شما بدانید که می خواهید چیزی یاد بگیرید ، سرگرم شوید یا چیز دیگری شما می توانید بر اساس پاسخ خود نوع کتاب را مشخص کنید. برای مثال اگر بدانید که یک داستان سرگرم کننده می خواهید بین شعر، ادبیات عمومی و خاطرات محدود نمی شوید. همه آنها می توانند یک داستان سرگرم کننده ارائه دهند. سعی کنید یک جستجو در اینترنت برای یافتن لیست کتاب های مشهور در موضوع مورد نظر تان انجام دهید.

سبک مطالعه

۳ -شما فکر می کنید از چه نوعی بیشتر لذت می برید. شما می توانید مطالعه خود را به سبکی که دوست دارید محدود کنید. اگر شما ادبیات عمومی را انتخاب کردید برای مثال می توانید بین سبک های ترسناک، علمی تخیلی، فانتزی، عاشقانه، مرموز و یا کتاب های واقع گرا را انتخاب کنید.

علاقه مند شدن به مطالعه

۴- حتی در یک سبک خاص، سبک یک نویسنده خاص ممکن است کار برای شما به صدای خاصی منجر شود. این می تواند به زمانی که کتاب نوشته شده، لحن، نقطه نظرات و یا دلایل دیگر باشد.اگر شما موضوع کتابی را دوست نداشتید فکر کنید به چه دلایلی دوست نداشتید.

ارتباط دادن مطالعه با سایر علاقه مندی ها

۵ -بین مطالعه کردن و دیگر علایق خود ارتباط برقرار کنید. شما ممکن است مسائل اجتماعی یا موضوعات دیگر را دوست داشته باشید بنابراین کتاب هایی را پیرامون این  مسائل بیابید.

کتاب هایی را که دوست ندارید کنار بگذارید

۶ -کتاب هایی را که دوست ندارید کنار بگذارید. گاهی اوقات افراد احساس می کنند باید یک کتاب را تمام کنند حتی زمانی که آن را دوست ندارند. شما تنها به خواندن خود ادامه می دهید ولی از آن لذت نمی برید مانند وقتی که تلاش می کنید یک رمان ۳۰۰ صفحه ای را به پایان برسانید در صورتی که آن را دوست ندارید. بسیاری از کتاب ها آهسته مردم را با شخصیت های داستان درگیر می کنند اما در بعضی کتابها تا صفحات ۵۰-۷۵ نیز هیچ کششی در شما برای خواندن آن نیست بنابراین خواندن بقیه آن جالب نیست.

آنچه را دوست دارید بخوانید و خودتان را با دیگران مقایسه نکنید.

۷ -به یاد داشته باشید مطالعه کردن عمیقا شخصی است. خواندن رقابت نیست بلکه کاملا شخصی و یک کار ذهنی است. هیچ دلیلی وجود ندارد که شما به خاطر اینکه علاقه مند نیستید درباره برنده جایزه رمان صحبت کنید احساس گناه بکنید. نباید درباره آنچه که دوست دارید احساس خجالت بکنید مثلاممکن است شما فقط رمان های عاشقانه را دوست داشته باشید آنچه را دوست دارید بخوانید و خودتان را با دیگران مقایسه نکنید.

علاقه خود را به مطالعه پرورش دهید.

جایی که ساکت و آرام است پیدا کنید

۱ -یک محیط مطالعه خوب ایجاد کنید. جایی که ساکت و آرام است پیدا کنید. شما حتی می توانید یک گوشه اتاق خود را پیدا کنید. از عواملی که حواس شما را پرت می کنند دوری کنید چرا که برای مطالعه به تمرکز نیاز دارید.برای بسیاری از مردم  پیدا کردن محیط مناسب به اندازه پیدا کردن کتاب مناسب مهم است.

سعی کنید هر روز زمانی را برای مطالعه قرار دهید

۲زمانی را برای مطالعه قرار دهید. سعی کنید هر روز زمانی را برای مطالعه قرار دهید. حتی اگربا ۱۰ دقیقه در وقت ناهار، بیست دقیقه در اتوبوس و یا ۱۵ دقیقه قبل از خواب شب شروع شود. آن روز شما ۴۵ دقیقه مطالعه کرده اید.

همیشه یک کتاب همراه خود داشته باشید

۳ -همیشه یک کتاب همراه خود داشته باشید. شما نمیدانید شاید زمانی اضافی برای مطالعه پیدا کنید مانند نشستن در اتاق انتظار، رفت و آمد در حمل و نقل عمومی انتظار در یک رستوران برای آمدن یک دوست. همه این شرایط موقعیت هایی هستند که ما سعی می کنیم تلفن خود را چک کنیم اما اگر کتابی همراه خود داشته باشیم می توانیم علاقه به مطالعه را در خود پرورش دهیم.

لیستی از کتاب هایی که می خواهید بخوانید تهیه کنید

۴ -یک لیست تهیه کنید. در یک دفترچه جیبی، در گوشی یا هر جای دیگر سعی کنید لیستی از کتاب هایی که می خواهید بخوانید تهیه کنید. یاد آوری عنوان یا نویسندگان وقتی در کتابفروشی یا کتابخانه هستید دشوار است. با داشتن یک لیست دستی شما همیشه کتابی را که در مورد آن شنیده اید یا به آن علاقه مند هستید را به یاد می آورید.

نویسنده ای که به سبک او علاقه مند هستید را بیابید

۵ -نویسنده ای که به سبک او علاقه مند هستید را بیابید. سعی کنید  بقیه کتابهای نویسنده ای را که به سبک او علاقه مند هستید بیابید. حتی اگر موضوع کتابهای دیگر او برای شما جالب نباشد سبک نگارش خاص آنها میتواند باعث شود شما از مطالعه آنها لذت ببرید.

از کتاب های صوتی استفاده کنید

۶ -از کتاب های صوتی استفاده کنید. گاهی اوقات مدرسه ، کار یا تعهدات دیگر باعث شوند شما وقتی برای مطالعه نداشته باشید در این مواقع تلاش کنید از کتابهای صوتی استفاده کنید و برنامه روزانه مطالعه خود را حفظ کنید.

به کتابخانه بروید

۷ -به کتابخانه بروید و از کتابهای آن استفاده کنید. بسیاری از کتابخانه ها کتاب های الکترونیکی دارند که حتی شما می توانید در خانه آنها را مطالعه کنید.

به کتاب فروشی ها بروید

۸ -به کتاب فروشی ها بروید. گاهی اوقات بودن در جایی که کتابها مرتب در قفسه ها چیده شده است شما را برای مطالعه به شوق می آورد.

به بچه ها کمک کنید تا به مطالعه علاقه مند شوند.

حق انتخاب کتاب را به نوجوانتان بدهید

۱ -حق انتخاب دهید. یکی از دلایلی که دانش آموزان و جوانان به مطالعه علاقه ندارند این است که فکر می کنند همیشه نیاز است و هیچ گاه حق انتخاب ندارند. اگر شما بتوانید کاری کنید که آنها خودشون انتخاب کنند که کتاب خواندن برای انها مفید است به مطالعه علاقه مند می شوند.

کتاب های سرگرم کننده و جالب در خانه خود داشته باشید

۲ -محیطی را فراهم کنید که خواندن را پرورش می دهد. اگر در خانه شما کتاب ها یا دیگر موارد خواندنی وجود ندارد برای فرزند شما سخت است که مطالعه را کاری لذت بخش بداند. کتاب های سرگرم کننده و جالب در خانه خود داشته باشید.

خلاقیت فرزند خود را تشویق کنید

۳ -خلاقیت فرزند خود را تشویق کنید. دلیلی وجود ندارد که داستان وقتی کتاب تمام می شود پایان یابد فرزند خود را تشویق کنید به خلاقانه خواندن داستان. همچنین شما می توانید فرزندان خود را تشویق کنید که صحنه هایی را که خوانده اند را بکشند. اجرای خواندن با صدای شخصیت های خنده دار می تواند نمایش اضافی را با خواندن ارائه دهد در حین خواندن از فرزند خود بپرسید درباره داستان چه احساسی دارد.

فرزند خود را حمایت و تشویق کنید

۴ -فرزند خود را حمایت و تشویق کنید. یکی از دلایلی که ممکن است کودکان احساس نگرانی درباره خواندن داشته باشند این است که نگرانند آنچه را می خوانند درک نکنند و یا اشتباه دریافت کنند بنابراین کودکان خود را حمایت و تشویق کنید. هیچ گاه به فرزند خود نگویید که تفسیر او اشتباه است بلکه از او بپرسید چگونه به این نظر رسید. نظر آنها را بپذیرید حتی اگر اشتباه باشد به یاد داشته باشید که نظر دادن برای خوانندگان جوان یا بی تجربه می تواند خیلی سخت باشد.

 

 

۱۲ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۴۲

 

صرفه‌جویی به معنی دست کشیدن از کارهای لذت‌بخش نیست. صرفه‌جویی یعنی کم کردن مخارج چیزهای کم اهمیت‌تر، برای به دست آوردن چیزهایی که برایمان مهم هستند. 
اگر مخارج زندگی را به دو گروه «مهم و لذت‌بخش» و «هر چیز دیگر» تقسیم کنیم، منظور از صرفه‌جویی، کم کردن مخارج موارد گروه دوم است تا توانایی خرید موارد گروه اول را پیدا کنیم. 
نکته: اگر با نخریدن چیزی حس بدی پیدا می‌کنید، صرفه‌جویی را تمرین نمی‌کنید، بلکه در حال نوعی تنبیه شخصی هستید.  
۲۱ مهر ۹۵ ، ۱۰:۲۷

عزاداری برای حضرات معصومین و اولیاء الله صلوات الله علیهم اجمعین صبغه الهی دارد و از تقوای دل و برای تقوای دل و نیز موجب پایایی و پویایی جامعه است.
هر محفلی که برای اقامه حق برگزار می‌شود تهدیداتی نیز دارد که به سخت و نرم تقسیم می‌شود و یا هر دو توام می‌تواند باشد.
در تهدید سخت، موجودیت و قالب را نشانه رفته است و می‌خواهد وجودش را از میان بردارد. در تهدید نرم پوسته را حفظ می‌نماید و محتوا را خالی می‌کند و خواسته‌های باطل را محتوای آن قرار دهد و محتوا سازی می‌کند. ارزش‌ها را کنار می‌گذارد و غیر ارزش‌ها مثل خرافات، بدعت و غلو را ارزش جلوه می‌دهد و جایگزین می‌سازد.

دشمنان می‌خواهند:

1 -  مجالس و محافل دین با قالب و محتوا و مفاهیم دین مثل امامت و امام برگزار نشود و امامت و امام حق شناخته نشود .

2 - خنثی باشند یعنی قالب باشد ولی خبری از محتوا و مفاهیم حق نباشد ونقشی نکند و در حد سرگرمی و وقت گذرانی باشد .

3 -  نه تنهاکاری به دین نداشته باشد بلکه قالب و محتوا و مفاهیم مورد نظرآنان باشد .

هر یک از معصومین و اولیاء الله و تربیت یافتگان دین صلوات الله علیهم اجمعین به نوبه خود برای حفظ و تبلیغ دین کوشیده اند و برای ترویج آن مجالس و محافل برگزار کرده اند .

در این مجالس ، دین الهی را تشریح و تبیین و هدف آن را روشن کرده اند ومردم را به وظایف فردی و اجتماعی آشنایی داده اند . یعنی قرآن را به مردم آموخته اند و آن را تفسیر کرده اند و سیره رسول الله و ائمه اطهار علیهم السلام واحکام الهی را فرموده اند . به سوالات مردم  پاسخ داده اند و شبهات را رفع نموده اند . مسائل و اوضاع زمان و موقعیت های خود و دشمنان را طرح کرده اند و نحوه مقابله با تهدیدات را اعلام و اعلان ساخته اند . ابعاد حق را به وضوح و در فرصت های پیش آمده بیان کرده اند و پیش از آنکه تهدیدات قد علم نمایند راه های مقابله و برون رفت را ارائه نموده اند .

اجازه نداده اند مردم به حیرانی گرفتار شوند و به خود فراموشی بگیرند و خود زنی نمایند . در نفی خرافات و خرافه گرایان و بدعت گزاران که دین و اساس دین را مورد هدف قرار داده اند لحظه ای را از دست نداده اند حتی گاهی آنها را به عینه به مردم شناسانده اند . چون خرافه و بدعت و غلو با لباس و شعار دین علیه دین و امامت شمشیر می کشد و به ضلالت و دوری انسان از الله تبارک و تعالی می کوشد . به ذکرمصایب پرداخته اند تا مردم هرگز عبرت را فراموش نکنند و به حق عمل کنند .

حق و تبیین حق و حرکت براساس حق که فلسفه وجودی محافل و مجالس دین است ، موجب قوت و قدرت است . هر انسان و هر جامعه ای که از حق فاصله بگیرد به زبونی ، ناتوانی و ضعف می افتد . یاس و افسردگی و درماندگی بر او روی می آورد .

فرد و جامعه افسرده رشته های اعتماد را از دست می دهد و بلحاظ از هم گسیختن اعتماد به بلای خود زنی به جای دشمن زنی مبتلا می شود . افسردگی نمود ها و مراتب گوناگون دارد . دامنه آن گاهی فردی وگاهی اجتماعی است و ممکن است هر دو همزمان اتفاق بیفتد .

 دین و مجالس دینی که با قالب و محتوا و مفاهیم دین انجام می گیرد راه حق را می نمایاند و راه نجات از ضلالت را ارائه می دهد و انسان را به الله نزدیک می کند و اجازه نمی دهد انسان و جامعه در دام  حیرانی و درماندگی بیفتد .

هر یک از محافل جشن و سرور و یا عزاداری که در دین وجود دارد ، در حقیقت چراغی است که دل ظلمت ها و تاریکی ها را می شکافد و سیره حق و هدف حق را پیش روی انسان و جامعه قرار می دهد. تا انسان بدون دغدغه طی طریق نماید و به کمال حقیقی خود نایل آید یعنی هر یک از محافل دینی ستاره ای از آسمان هدایت الهی است که راه روشن ومقصد را نشان می دهد و موجب قوت دل و آرامش خاطر انسان در سیر و دست یابی به سعادت حقیقی می گردد .

 این مجالس رسالتی دارند که از قرآن وحضرات معصومین و اولیاء الله صلوات الله علیهم اجمعین است . برای بهره مندی از برکات دنیوی و اخروی این مجالس ، طهارت جسمی و روحی یک واجب عینی فرد و اجتماعی است.

بهداشت و سلامتی فردی و اجتماعی ریشه تمام کسالت ها و بطالت ها و خمود ی ها را می سوزاند و راه نفوذ و بازار گرمی آلودگی ها را از بین می برد و روحیه شجاعت را دو چندان می سازد . اقامه حق به شجاعت نیاز دارد . شجاعت از حق شناسی ، ایمان به حق ، عمل به حق و زمان شناسی جان می گیرد و تنومند می شود . آلوده ها ترسوهایند . آلوده ها را در عرصه شجاعت راهی نیست . خرافه ستیزی و مبارزه با بدعت ها با وجود شجاعت امکان پذیر است که شرط اولی آن طهارت روحی و جسمی و ایمان به حق است .

انسان های حق مدار و شجاع راه های نفوذ را می بندند یعنی آلودگی ها را می میرانند و انقطاع الی الله دارند بدین ترتیب علم ناامیدی را در دل دشمن به احتزاز در می آورند و قدم از قدم برنمی دارند مگر اینکه دشمن را ناامیدتر نمایند . محافل و مجالس الهی از آنجمله، عزاداری برای حضرات معصومین و اولیاء الله صلوات الله علیهم اجمعین راه قله رفیع سلامتی انسانی الهی را هموار می سازند و به آن دعوت می کند و سستی و نخوت و افسردگی و ترس فردی و اجتماعی را از بین می برند .

عزاداری الهی دوری جستن از ظلمت ظالمان و نورانی شدن به نورانیت وحدانی است. منشأ قالب و محتوای آن قرآن و سنت علیهماالسلام است.

عزاداری غیر الهی که دشمنان دین وامامت بدان دلبسته اند بازار خرافات و بدعت ها و غلوها است که هر کس براساس منیّت وشهرت طلبی متاع خودرا عرضه می کند. این منیّت ها به حذف شعائر الله وامامت و امام می پردازند .


این منیت ها بود که علیه امام زمان علیه السلام شمشیر می کشند و سر او را از تن جدا می کنند و اهل بیتش را اسیر می سازند . عَظَّمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَیْنِ علیه السلام وَ جَعَلَنَا وَ إِیَّاکُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَأْرِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وسلّم

 

 

جام نیوز

(( اصلاح شود ))

 

۱۰ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۵۷

مقصود اصلی همه دستورات شرع، متأثر شدن قلب است.

یعنی مقصود از تمام این سیرها و عبادت‌ها این است که قلب انسان تأثیر پذیرفته و دری از دل به سوی مولا باز شود تا بنده بتواند مولایش را شهود کند. این، اصل کار است.

 

)کتاب رسائل بندگی، مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی)

۱۴ مرداد ۹۵ ، ۰۸:۵۲

تصور کنید یک حساب بانکی دارید که در آن آغاز هر روز 86400 تومان به حسابتان واریز می‌شود و شما فقط تا آخر شب فرصت دارید همه پول‌ها را خرج کنید، چون آخر وقت حساب شما خود به خود خالی می‌شود.

در این صورت شما چه خواهید کرد؟

البته سعی می‌کنید تا آخرین ریال را خرج کنید.

هر یک از ما انسانها یک چنین حساب بانکی داریم؛ حساب بانکی زمان !

هر روز در بانک زمان ما 86400 ثانیه واریز و تا آخر شب به پایان می‌رسد. هیچ برگشتی در کار نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا منتقل و اضافه نمی‌شود.

باور کنیم هر لحظه و ثانیه از زندگی ما گنج بزرگی است. گنجمان را آسان از دست ندهیم.

به یاد داشته باشیم زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی‌ماند.

فراموش نکنیم که دیروز به تاریخ پیوست؛ فردا معمّا است؛ و امروز هدیه است.


۱۴ تیر ۹۵ ، ۱۰:۵۵

نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم، مصلای تهران، رمضان المبارک 1395.ش

۰۳ تیر ۹۵ ، ۱۰:۴۷

آیت الله بهجت: «کسی که عادت به تأخیر نمازها کرده است، خود را برای تأخیر در همه امور زندگی آماده کند؛ تأخیر در ازدواج، تأخیر در اشتغال، تأخیر در تولد اولاد، تأخیر در سلامتی و عافیت. هر قدری که امور نمازت منظم باشد، امور زندگیت هم تنظیم می‌شود. مگر نمی‌دانی که رستگاری و سعادت با نماز قرین گشته است!

۲۳ خرداد ۹۵ ، ۱۵:۰۳

به تاریخ روی سنگ قبرها نگاه کنید

تاریخ تولد ــ تاریخ مرگ 

آنها فقط با یک خط فاصله از هم جدا شده‌اند، 

همین خط فاصله کوچک نشان دهنده همه‌ی زمانی است که ما روی زمین زندگی کرده‌ایم. 

آری ما فقط به اندازه یک خط فاصله زندگی می‌کنیم! 

ارزش این خط کوچک را تنها کسانی می‌دانند که به ارزش خود پی می‌برند. 

آنچه در زمان مرگ مهم است، پول و ثروتی که باقی می‌گذاریم نیست، 

بلکه چگونه گذراندن این خط فاصله است. 

همواره به یاد داشته باشیم که این خط فاصله خیلی کوتاه است! 

۱۷ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۰۶

تا به حال به این فکر کرده‌اید که بیل گیتس (بنیانگذار مایکروسافت) با ارزش خالص ۸۰ میلیارد دلار چگونه به جایگاه ثروتمندترین فرد دنیا دست پیدا کرد؟ حضور با محصول درست در مکان درست در آستانه ظهور عصر رایانه‌های شخصی، به طور قطع نقش بسیار برجسته‌ای در این زمینه داشته است. اما رویکردهای هوشمندانه‌ای به کار و زندگی نیز وجود دارند که در موفقیت گیتس نقش بزرگی ایفا کرده‌اند و او صادقانه آنها را در مصاحبه با مجله آمریکایی معرفی کرده است. 

8 عادتی که بیل گیتس را ثروتمند کرد

۱- همیشه در حال یادگیری است

گیتس به ترک کردن هاروارد معروف است، اما تنها دلیلی که باعث شد هاروارد را ترک کند این بود که او و الن شاهد فرصت محدودی برای راه انداختن شرکت نرم افزاری خودشان بودند. در واقع گیتس عاشق یادگیری است و اغلب در کلاس‌هایی شرکت می‌کرد که در آنها ثبت نام نکرده بود. این ویژگی او در استیو جابز (بنیانگذار اپل) نیز وجود داشت. جابز هم از Reed College انصراف داد تا بتواند در کلاس‌های مورد علاقه‌اش شرکت کند.


۲- هر نوع کتابی که فکرش را بکنید می‌خواند
پدر گیتس در مصاحبه‌ای گفته بود: «تقریباً هر نوع کتابی توجه او را به خود جلب می‌کرد؛ دائرة المعارف، علمی تخیلی، هرچه فکرش را بکنید». والدین گیتس از علاقه بسیار فرزندشان به خواندن کتاب به وجد می‌آمدند، اما باید پای میز شام قانون «مطالعه ممنوع» وضع می‌کردند. آن عشق به مطالعه هنوز هم در وی ادامه دارد و گیتس هنوز هر سال فهرستی از کتاب‌های مورد علاقه‌اش منتشر می‌کند. مطالعه عادت فوق‌العاده‌ای است که می‌توانید در خود پرورش دهید. فقط حواستان باشد زمان مناسبی برای آن در نظر بگیرید.


۳- برای دیگران اعتبار قائل می‌شود
وقتی در مصاحبه‌ای از گیتس خواسته شد بهترین تصمیم کسب و کاری‌اش را نام ببرد، او گفت: «به نظرم بهترین تصمیم کسب و کاری من واقعاً در انتخاب افراد است. او و الن رابطه پیچیده‌ای با یکدیگر داشته‌اند، اما گیتس تا جایی پیش رفت که گفت انتخاب الن به عنوان شریک کاری‌ام در صدر این فهرست قرار می‌گیرد. همه ما باید در معرفی و تبلیغ خودمان مهارت داشته باشیم، اما اعتبار بخشیدن به کسانی که با آنها کار می‌کنید در فرصت مناسب، تصمیم هوشمندانه‌ای است.


۴- به قضاوت خودش اعتماد دارد
اگر همیشه به توصیه‌ها و پیش بینی‌های دیگران گوش دهید می‌توانید زندگی حرفه‌ای خوبی برای خود رقم بزنید. اما برای داشتن یک زندگی شغلی عالی مثل گیتس و جابز، باید اول از همه و بیشتر از همه به خودتان گوش دهید؛ حتی اگر کل دنیا بگویند در اشتباه هستید. این همان چیزی است که وقتی گیتس و الن مایکروسافت را به راه انداختند اتفاق افتاد. گیتس در مصاحبه‌ای گفت: «این شرکت بر اساس ایده دیوانه‌واری شکل گرفت که هیچ کس دیگری با آن موافق نبود. اینکه چیپ‌های رایانه‌ای آنقدر قدرتمند می‌شوند که رایانه‌ها و نرم افزارها به ابزاری روی تمام میزها و در همه خانه‌ها بدل خواهند شد». همه می‌گفتند آنها در اشتباه‌اند. اما گیتس و الن کار خودشان را کردند و باقی قضایا دیگر اهمیتی نداشت.


۵- در قبال پول محافظه‌کار است
گیتس در مصاحبه‌ای در سال ۱۹۹۸ گفت: «می‌خواستم آنقدر پول در حساب بانکی‌ام داشته باشم که بتوانم یک سال حقوق شرکت را بدون داشتن کوچکترین درآمدی بپردازم، و تقریباً همیشه هم به این خواسته‌ام پایبند هستم. ما در حال حاضر چیزی حدود ۱۰ میلیارد دلار داریم که برای سال آینده نیز کفایت می‌کند». در صورتی که اتفاق ناگواری بیافتد، چقدر پول برای پرداخت حقوق تیم خود کنار گذاشته‌اید؟


۶- از اشتباه‌های خود درس می‌گیرد
او در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۰۸، بخشی از موفقیت مایکروسافت را حاصل توانایی خود و تیم رهبری‌اش در شناسایی زودهنگام اشتباه، و اتخاذ رویکردی متفاوت دانست. او به طور قطع طی این سالها اشتباهات زیادی مرتکب شده است که می‌تواند از آنها درس گرفته باشد؛ حتماً شما هم ویندوز ویستا را به خاطر دارید.


۷- خواب کافی دارد
همه ما از اهمیت خواب آگاهی داریم. او به جای گله کردن از کار کردن تا دیرهنگام  و کمبود خواب، از ۷ ساعت خواب شبانه خود اطمینان حاصل می‌کند، چون در غیر این صورت نمی‌تواند خلاق باشد. این به طور قطع عادت خوبی است و هر کسی می‌تواند آن را در خود پرورش دهد.


۸- واقعا روی کاری که انجام می‌دهد تمرکز می‌کند
تعداد بسیار زیادی از ما به راحتی تمرکز خود را از دست می‌دهیم و حتی با اینکه می‌دانیم این کار چقدر ناکارآمد است، قربانی انجام چند کار در آن واحد می‌شویم. گیتس نه تنها در برابر این وسوسه مقاومت می‌کند، بلکه هنگام کار روی موضوعات مختلف تمرکز بسیار زیادی روی آنها از خود نشان می‌دهد. او آنقدر خود را وقف انجام کار می‌کرد که ممکن بود هنگام کد نوشتن خوابش ببرد، بعد از یک ساعت بیدار شود و درست از همان جایی که خوابش برده بود کارش را ادامه دهد. شما لازم نیست تا این حد به خودتان فشار بیاورید. اما به جای سر زدن‌های مداوم به فیسبوک و قیمت‌های سهام، هرچه بیشتر روی کاری که انجام می‌دهید متمرکز شوید، کار بهتری انجام خواهید داد و اثربخش‌تر خواهید بود.


۱۱ خرداد ۹۵ ، ۰۸:۵۷

آیت‌الله بهجت: «ما به دنیا آمده‌ایم که با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم، نه به هر قیمتی زندگی کنیم.»

۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۱۰
استاد بزرگ اخلاق آقای میرزا اسماعیل دولابی پیش از وفات برای زندگی مومنانه 15 دستورالعمل را ذکر می‌کند که به ترتیب در ذیل آورده شده است:

حاج اسماعیل دولابی

1. هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.

2. زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.

3. اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

4. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.

5. موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.

6. اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.

7. تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.

8. هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.

9. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است.

10. با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.

11. خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.

12. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.

13. از هر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله

14. دل های مؤمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

15. هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ی دلت را تصرف کند.
۰۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۴۰


نتیجه تصویری برای امیر کبیر

آیت‌الله العظمی اراکی (ره) تعریف می‌کرد: شبی خواب امیرکبیر را دیدم. جایگاهی متفاوت و رفیع داشت. پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی، این مرتبت نصیبت شده است؟ 

گفت: خیر.

سؤال کردم چون چندین فرقه ضالّه را نابود کردی؟

گفت: نه

با تعجب پرسیدم، پس راز این مقام که یافته‌ای چیست؟

جواب داد: هدیه مولایم حسین علیه‌السلام است!

گفتم چطور؟

گفت: آنگاه که رگ دو دستم را [در حمام فین کاشان] زدند، چون خون از بدنم می‌رفت، تشنگی بر من غلبه کرد. سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان متأثر از حس عجیبی، به خود گفتم میرزا تقی خان! دو تا رگ بریدند و این همه بی‌تابی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود!  از عطش حسین حیا کردم و لب به آب خواستن باز نکردم؛ اشک در دیدگانم جمع شد. آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند، امام حسین علیه‌السلام آمد و گفت: به یاد تشنگی ما ادب کردی و آب ننوشیدی و اشک ریختی؛ این [مقام] هدیه ما در برزخ؛ باشد تا در قیامت جبران کنیم.


منبع : کتاب آخرین گفتارها 

۲۵ فروردين ۹۵ ، ۱۰:۲۹

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا بروجردی، نوه آیت‌الله بروجردی می‌گوید:‌ من پس از دانشکده مهندسی تصمیم گرفتم درس طلبگی بخوانم. لذا به سراغ بسیاری از بزرگان رفتم و از آنان خواستم تا در آغاز مرا نصیحتی بکنند. همه آقایان می‌گفتند روایتی را که جدّت آیت‌الله بروجردی می‌خواند و گریه می‌کرد، مدّ نظر داشته باش که این حدیث قدسى است. خداوند خطاب به انسان می‌فرماید:


یَابْن َآدَمَ!

اى فرزند آدم!

أکْثِرْ مِنَ الزّادِ، فَإِنَّ الطَّریقَ بَعیدٌ بَعیدٌ.

توشه را افزون کن که راه [آخرت و رسیدن به سعادت] دور است دور!

وَجَدِّدِ السَّفیْنَةَ، فَإِنَّ الْبَحْرَ عَمیقٌ عمیقٌ.

و کشتى را تعمیر [و مهیّا] کن، که دریا عمیق است عمیق!

وَخَفِّفِ الْحَمْلَ، فَإِنَّ الصِّراطَ دَقیقٌ دَقیقٌ.

و بار[هاى اضافى] را فرو گذار و سبک گردان، که راه باریک است باریک!

وَأخْلِصِ الْعَمَلَ، فَإِنَّ النّاقِدَ بَصیرٌ بَصیرٌ.

و عمل [و کردار و گفتارت] را خالص گردان، که حسابرس بیناست بینا!

وَأخِّرْ نَوْمَکَ إِلَى الْقَبْرِ.

و خفتن خویش را به تأخیر بینداز و آن را براى درون قبر بگذار!

وَفَخْرَکَ إِلَى الْمیْزانِ.

و فخر کردنت را براى هنگامه‌ی برپایى میزان [در قیامت] بگذار.

وَشَهْوَتَکَ إِلَى الْجَنَّةِ.

و مِیل‌ات [و برآوردن خواهش‌هاى دلت] را براى بهشت واگذار.

وَراحَتَکَ إِلَى الاّْخِرَةِ.

و راحتى و آسایشت را براى جهان آخرت بگذار.

وَلَذَّتَکَ إِلَى الْحُورِ العینِ.

و لذت‌جویى‌ات را براى [زیستن در کنار] همسران بهشتى واگذار.

وَکُنْ لى، أکُنْ لَکَ.

و براى من باش تا من نیز براى تو باشم.

وَتَقَرَّبْ إِلَىَّ بِاسْتِهانَةِ الدُّنْیا.

و با سبک شمردن دنیا، به من نزدیک شو.

وَتَبَعَّدْ عَنِ النّارِ لِبُغْضِ الْفُجّارِ وَحُبِّ الاْبرارِ.

و با دشمن داشتن بدکاران و دوستى با نیکان، خود را از آتش جهنم دور بدار.

فَإِنَّ اللّهَ لایُضیعُ أجْرَ الْمُحْسِنینَ.

پس [بدان که] خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمى‌سازد. 


حافظ علیه‌الرحمه با اشاره به حدیث فوق، چنین سروده است:

 کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش 

                               کِی روی، رَه ز که پرسی، چه کنی، چون باشی؟ 




۲۵ فروردين ۹۵ ، ۱۰:۲۱

آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت (نور الله قبره الشریف) می‌فرمود: «برای موعظه، یک کلمه کافی است و آن توجه به این است که خداوند در همه حال شما را می‌بیند.»

جمعی از مریدان آیت‌الله بهجت از ایشان خواستند چند کتاب اخلاقی راهنمای سیر و سلوک معرفی نمایند. ایشان فرمود: «کتاب لازم نیست؛ یک کلمه (جمله) کافی است؛ خدا می‌بیند.» 


«اگر کسی طالب هدایت و معرفت خدا باشد و در طلب جدّی و خالص باشد، در و دیوار به اذن الله هادی او خواهند شد.»



۲۵ فروردين ۹۵ ، ۰۹:۵۹


مردی از رسول خدا (ص) پرسید: علم و دانش یعنی چه؟ 

پیامبر (ص) فرمود: یعنی سکوت کردن ؛ 

او پرسید: بعد یعنی چه؟‌ 

پیامبر (ص) فرمود: گوش فرادادن ؛ 

او پرسید: سپس یعنی چه؟ 

پیامبر (ص) فرمود: به خاطر سپردن ؛ 

او پرسید: دیگر یعنی چه؟ 

پیامبر (ص) فرمود: عمل کردن به آن ؛ 

او پرسید: و دیگر یعنی چه؟ 

پیامبر (ص) فرمود: منتشر کردن آن ؛ 


کتاب فضل العلم، باب النوادر، حدیث 4

۰۸ فروردين ۹۵ ، ۱۴:۳۷

چنانچه زندگی مادی یک انسان را با متوسط عُمر 60 سال، با چهار شاخص کار کردن، خوابیدن، غذا خوردن و تخلیه کردن (توالت) ارزیابی کنیم؛ بنابراین

کار کردن :
یک روز : 10 ساعت (اعم از اداره، خانه‌داری، تحصیل و ...)
یک سال : 3650 ساعت
60 سال : 219000 ساعت (معادل 25 سال)
خوابیدن :
یک روز : 8 ساعت
یک سال : 2920 ساعت
60 سال : 175200 ساعت (معادل 20 سال)
غذا خوردن :
یک روز : 1 ساعت
یک سال : 365 ساعت
60 سال : 21900 ساعت (معادل 2/5 سال)
تخلیه کردن (توالت) :
یک روز : 30 دقیقه
یک سال : 182 ساعت
60 سال : 10920 ساعت (معادل 1/25 سال)

یعنی ما در طی 60 سال عمر خود، 25 سال به طور شبانه‌روزی کار کرده‌ایم، 20 سال به طور شبانه‌روزی خوابیده‌ایم، دو و نیم سال به طور شبانه‌روزی مشغول خوردن بوده‌ایم و یک سال و سه ماه به طور شبانه‌روزی مشغول ... در توالت بوده‌ایم.


با خواندن ارقام فوق، اگر از ته دل خندیدیم یا گریه کردیم، به خود امیدوار باشیم! ولی اگر ...؟!
اکنون از خود سؤال کنیم "شأن و منزلت ما در نظام آفرینش چیست؟ و اینکه در طول عمر خود چند ساعت به مطالعه یا تفکر در این باره پرداخته‌ایم؟

۲۷ اسفند ۹۴ ، ۱۱:۵۲

باید در این باره مقاله‌ای بنویسم ... 






تفاوت دنیا و زندگی از دیدگاه امام علی (ع) :

از امام علی علیه السلام درباره دنیا پرسیدند. حضرت فرمود: من بیزار از "دنیا" و عاشق "زندگی" هستم. پرسیدند مگر بین زندگی و دنیا فرقی هست؟ حضرت فرمود: "دنیا" خور و خواب و خشم و شهوت است؛ اما "زندگی" نگریستن به چشمان کودک یتیمی است که از پس پرده‌ی شوق به انسان می‌نگرد.


۱۴ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۵۵

در این مقاله قصد دارم ضمن ارائه تعریفی اجمالی از «آینده پژوهی» ، مختصات و ... آن را ارائه نمایم. 




آینده پژوهی؛ مدیریت «توجه به آینده» است

آینده پژوهی، مجموعه فعالیتهایی است که از غافلگیر شدن انسانها در آینده پیشگیری می‌کند.

آینده پژوهی، مجموعه فعالیت‌هایی است که از غافلگیر شدن انسانها در آینده پیشگیری می‌کند. ما آینده پژوهی می‌کنیم تا در آینده از رویدادهای شگفت‌انگیز و غیر قابل پیش بینی که در عرصه‌های گوناگون علمی، فناورانه، صنعتی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... همچون ظهور فناوری‌های جدید، وقوع رویدادهای غیرمنتظره و مخاطره‌آمیز همچون حوادث زیست‌ محیطی، ظهور نابهنجاری‌ در رفتارهای فردی و اجتماعی می‌افتد و بی‌شمار رویدادهای مشابه آنها که گاهی محیط را آشوبناک می‌سازد، غافلگیر نشویم.

به گفته دکتر سعید قربانی، اولین دانش آموخته دکترای آینده پژوهی ایران، آینده پژوهی به نوعی مدیریت توجه به آینده است تا با استفاده از رویکردهای اکتشافی و هنجاری، آینده را تا مقدار نزدیک به صحت پیش‌بینی و ترسیم کنیم .

در ادامه گفت وگوی ما با این پژوهشگر واستاد دانشگاه را می‌خوانید.

 

آقای دکتر قربانی! چگونه با رشته آینده پژوهی آشنا شدید؟

- من و تعدادی از پژوهشگران از حدود بیش از یک دهه پیش (قبل از اینکه رشته آینده پژوهی در سطح کشور فراگیر شود) در این حوزه پژوهش می‌کردیم. به موازات گسترش توجه و گرایش به آینده پژوهی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره) با پیشنهاد و همکاری وزارت دفاع این رشته را در مقطع دکتری راه‌اندازی کرد.

بنده هم در اولین آزمون ورودی دانشگاه شرکت کردم که به لطف خدا پس از پذیرفته شدن در این دانشگاه، تحصیلاتم را در این دوره به انجام رساندم و همان گونه که گفتید، توفیق داشتم به عنوان اولین نفر در این رشته از رساله خود دفاع کنم، گرچه عنوان اولین دکترای آینده پژوهی را امتیاز یا اعتبار چندانی نمی‌دانم، هرچند که در ?رسانه ها و همین‌طور مجامع مرتبط با آینده پژوهی خیلی جا افتاده است، مهم مفید بودن و مؤثر بودن است که ان شاءا... این گونه باشیم.

دانشگاه امام خمینی(ره) تاکنون چهار دوره در مقطع دکترای آینده پژوهی دانشجو گرفته است. البته پس از آن نیز دانشگاه‌های امیر کبیر، تهران، علم و صنعت و دفاع ملی نیز در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری دانشجو گرفتند.

 

هدف از ایجاد این رشته چیست وچه کاربردی در سطح جامعه دارد؟

- پیش از پاسخ به این پرسش قدری باید از پیشینه این رشته سخن گفت. تفکر آینده‌گرایانه، پیشینه‌ای تاریخی دارد که از روشهای سنتی تفکر راجع به آینده آغاز و به دوران رنسانس می‌رسد، یعنی دوران متحول و شاخه شاخه شدن علوم (مبنای کمی وطبیعی پیدا کردن علوم) که تفکر آینده نگر هم جای خاص خود را در آن دوران پیدا کرد.

از سال 1900میلادی به بعد به موازات توسعه علمی، صنعتی و فناورانه‌، پیش‌بینی فناوری‌های آینده در دستور کار دولتها قرار گرفت. پس از جنگ جهانی دوم نقطه عطفی اساسی برای آینده پژوهی، ایجاد شد و کشور‌هایی که اهمیت و ضرورت آینده نگری را حس کرده بودند، به این نتیجه رسیدند که می‌توانند زمینه‌ای علمی و آکادمیک برای غنای این تفکر طرح ریزی کنند .

از سال 1962 بدین سو، با شکل گیری مجامع آینده پژوهی، این رویکرد به شکل محققانه‌تری رشد و تکامل پیدا کرد.

تبدیل این حوزه به یک رشته آکادمیک در جریان تکوین، تکامل و پیشرفتهایی بود که در این حوزه صورت گرفت تا اینکه ایجاد یک رشته مستقل به عنوان آینده پژوهی ضرورتی بود که در برخی از جوامع توسعه یافته احساس شد.

با این حال، با وجود پیشرفتهای صورت گرفته در این حوزه، هنوز تا آن نقطه آرمانی که بتوان آینده پژوهی را به عنوان یک علم مستقل دانست، فاصله داریم.

 

هدف از آینده پژوهی چیست؟

- به شکل ساده و قابل فهم عرض می‌کنم؛ هنگامی که یک رویداد خیلی مهم و مخاطره آمیزی اتفاق می‌افتد و به اصطلاح محیط ما دچار آشوب یا بی نظمی می‌شود، اعم از اینکه یک نوآوری رادیکال، جهشی و بنیان کن پدیدار شود، یا چالش بزرگی در سطح سازمان، بنگاه، کشور و حتی منطقه رخ می‌دهد و بطور کلی در هنگام بروز هر رویداد ناخواسته و پیش بینی نشده‌ای که صبغه اجتماعی، سیاسی، راهبردی، فناورانه، فرهنگی و حتی نظامی و هنری داشته باشد و آثار شدید و عمیقی بر ما داشته باشد، اگر از قبل آمادگی رویارویی با آن را نداشته باشیم، تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که منفعلانه مدیریت بحران کنیم و برخوردمان به اصطلاح واکنش‌گرایانه باشد و در صدد حل آن مشکل یا معضل و برخورد با نتایج و بروندادها برمی‌آییم. اما هنگامی که به شکلی آینده پژوهانه و آینده نگرانه جامعه، سازمان، بنگاه، صنعت و در مجموع محیط داخلی را مدیریت می‌کنیم و درک مناسبی نیز از محیط بیرونی داشته باشیم می‌توانیم از مخاطرات پیش آمده اجتناب کنیم و درصد آسیبها را کاهش دهیم و تهدیدها را علاوه بر تبدیل کردن به فرصت، مدیریت کنیم، یعنی پیش فعالانه عمل کنیم.

بدین شکل می‌توانیم در شکل گیری آینده فعالانه، پیش فعالانه، آگاهانه و عاملانه رفتار کنیم.

به طور خلاصه آینده پژوهی بر مبنای بررسی الگوهای گذشته و حال، شناسایی ناپیوستگی‌ها، نداشتن قطعیتهای محیط آینده و همچنین طراحی تصاویری از آینده صورت می‌گیرد تا با تمرکز و نظم دادن به تفکر و ذهنمان بر آینده مدیریت کنیم.

 

آینده پژوهی در ایران چقدر کاربرد دارد و قرار است در آینده چه گره‌ای از مشکلات کشور باز کند؟

- آینده پژوهی در کشور ما نوپاست و عمر آکادمیک آن کمتر از یک دهه است، به همین دلیل هنوز نمی‌توانیم قاطعانه در خصوص کاربرد آن در کشور صحبت کنیم، چرا که هنوز تا رسیدن به جایی که ?آینده پژوهی به عنوان یک تخصص در نظر گرفته شود و سازمان‌ها، مدیران،? تصمیم گیران و سیاستگذاران آینده پژوهی را به عنوان یک رشته مورد نیاز نظیر علوم انسانی، پزشکی، پایه و مهندسی که قابلیت‌های فراوان حل مسایل جامعه را داراست، بپذیرند، فاصله داریم . پروژه‌های آینده پژوهی و آینده نگاری کاملاً مشارکتی، نظام‌مند و فرایندی بوده و در محیطی قابل اجراست که ساختارهای همکاری و تعامل گرایانه عمیقی در آن شکل گرفته باشد. به همین دلیل در کشورهای توسعه یافته پروژه‌های آینده نگاری به نحو مطلوب در سطح ملی، سازمانی و بنگاهی با خروجی‌های ملموس و مؤثری انجام می‌شود. به همین دلیل طیف وسیعی از روش‌های اکتشافی، هنجاری و غیره ذیل این عنوان از جمله: برنامه ریزی سناریویی، ره نگاشت یا نقشه راه، تدوین چشم انداز، روش دلفی، طوفان فکری یا بارش مغزی، برنامه ریزی بر پایه فرض، پانل یا استخر خبرگان، پویش و پایش محیطی، روش فناوری‌های حیاتی یا کلیدی، ?دیده بانی و تحلیل تأثیرات متقاطع یا برخط وجود دارد.
به اعتقاد من، اگر کشور ما بخواهد با رویکرد آینده نگری در عرصه رقابت با دیگر کشورهای منطقه و دنیا در مسیر توسعه و رشد متوازن حرکت کند، لازم است ابتدا زیر ساخت‌های فرهنگی و نهادینه شدن فرهنگ همکاری را درون خود تقویت کند تا با پرورش روحیه همکاری بین افراد و سازمان‌ها در استفاده از پروژه‌های آینده پژوهی به اهداف مورد نظر دست پیدا کنیم.

برایمان از فرصت‌های شغلی این رشته بگویید.
- هم اکنون با توجه به اینکه عمر این رشته در عرصه‌های آکادمیک و پژوهشی به یک دهه هم نرسیده، هنوز بازار تفکیک شده و متمایزی برای دانش آموختگان این رشته به طور مشخص تعریف نشده است. اما از آنجایی که حوزه آینده پژوهی، حوزه‌ای میان رشته‌ای و گسترده است، اگر دانش آموختگان این رشته از ظرفیتهای خلاقیت گرایانه و نوآورانه خود بهره مطلوب بگیرند و بتوانند میان مهارت و دانش آینده پژوهی خود با سایر حوزه‌ها همپوشانی ایجاد کنند، یعنی حداقل یکی از تخصص ‌های کلیدی را ( اعم از مدیریت فناوری، سیاستگذاری علم، فناوری و نوآوری، جامعه شناسی و علوم اجتماعی، مهندسی، پزشکی، تکنولوژی، اقتصاد، سیاست و روابط بین الملل وغیره ) داشته باشند و بتوانند از مفاهیم ،آموزه‌ها، مدل‌ها ونظریه‌های آینده پژوهی استفاده کنند، می‌توانند به عنوان آینده پژوه تخصصی آن حوزه فعالیت کنند. البته بخشی هم معرفت شناسی، مباحث فلسفه علم وهستی شناسی است که آنها نیز جهت خوبی به ادراک ایشان از آینده پژوهی می‌دهد.
در این صورت با ایجاد یک شعاع کاری مناسب می‌توانند بازار کار مناسبی برای خود ایجاد کنند، اما اگر بخواهند صرفاً با تکیه بر مدرک آینده پژوهی کاری رسمی یا سازمانی در ادارات و سازمان‌ها برای خود دست و پا کنند، با توجه به اینکه با این عنوان هنوز ردیف شغلی مصوبی در سازمان‌ها تعریف نشده، موفق نخواهند بود.

 

۰۴ بهمن ۹۴ ، ۰۸:۳۷

در این مقاله قصد دارم درباره راهبرد و راهکار جستجوی هدفمند در اقیانوس متلاطم اینترنت و غواصی در این اقیانوس ...



جستجوی حرفه‌ای در گوگل

۰۲ دی ۹۴ ، ۱۵:۱۱

در این مقاله آئین و اصول مطالعه مفید ارائه می‌شود ...

 

کتاب «چگونه کتاب بخوانیم؟» مارتیمر جی آدلر، ترجمه محمد صراف تهرانی، به نشر

 

 

چرا کتاب بخوانیم؟ 

رجوع به مطلب آدرس زیر ...

/چرا کتاب بخوانیم؟/http://kafebook.ir

 

"مطالعه" از مصدر "طَلَعَ" به معنی "وقوف بر چیزی" و نیز "شکوفه" است. 

"مطالعه" در فرهنگ‌های لغات خواندن با تفکر و اندیشه و دقت؛ نگریستن برای واقف شدن؛ بررسی؛ پژوهیدن تعریف شده است. 

 

 

 

اهمیت مطالعه: 

برای داشتن زندگی بهتر باید رشد کنیم؛ 

برای رشد کردن باید تغییر کنیم؛ 

برای تغییر کردن باید چیزهای جدید یاد بگیریم؛ 

برای یاد گرفتن چیزهای جدید باید مطالعه کنیم. 

* مطالعه کردن >> آموختن چیزهای جدید >> تغییر >> رشد >> زندگی بهتر *

 

 

چگونه عاشق مطالعه شویم (رجوع به آدرس http://www.bfast.ir )

 

 

کسی که به کتاب‌ها تسلی و آرامش یابد، هرگز آرامش خود را از دست نخواهد داد. امام علی علیه‌السلام

 

درباره تندخوانی، 

آموزش تندخوانی

 

در پایان، توجه به توصیه‌های رهبر معظم انقلاب برای فراگیر کردن رسم کتاب‌خوانی خالی از لطف نیست.

رسم کتاب‌خوانی  

 

۰۷ آذر ۹۴ ، ۰۷:۲۲

سواد رسانه‌ای چیست؟ 

در این مقاله قصد دارم ضمن تعریف و تبیین چیستیِ سواد رسانه‌ای، ... 

 

 

 

 


دریافت
مدت زمان: 8 دقیقه 45 ثانیه 

۱۴ آبان ۹۴ ، ۱۴:۴۶